أبي الفتح الكراجكي ( مترجم : كمره اى )
66
كنز الفوائد ( گنجينه معارف شيعه اماميه ) ( فارسى )
[ چند دليل و چند اعتراض و پاسخ آنها ] اگر گويند : بنا بر اين بر شما لازم آيد كه خداوند به اهل بهشت وعدهاى داده باشد كه به همه آن نرسند و خلف باشد گوئيم نعمت بهشت را مجموعى نباشد و ديگرى برايش نيست و آنچه خداوند وعده داده نعمتى است پيوسته و بىپايان و اگر بنهايت رسد و چيزى از آن نماند خلف وعده شود . اگر گويند كارهاى گذشته هم در حقيقت مجموع ندارند چون شمار و حصر آنها محال است . در پاسخ گفته شود اين چه پنداريست كه اظهار داريد با اينكه قبول داريد همه آنها موجود شدند تا پايان خود و پديدار گرديدند ، پرسش از ملحدان : به آنها گفته شود ما انگشت گذاريم روى يك گردش خورشيد و گوئيم آيا پيش از آن گردش بىنهايت نكرده ؟ اگر گويند : چرا به آنها گفته شود چون روا است كه گردش بىنهايت آن برسد به اين گردش و بدان پايان يابد چرا روا نباشد در آينده هم همه گردش بپايان رسد و از آن پس ديگر آيندهاى برايش باقى نماند اگر گويند آينده را مجموعى نباشد همان جواب ما را در باره نعيم بهشت قبول كردند ولى براى آنها در پاسخ اين پرسش سودى ندارد زيرا پايان يافتن بىنهايت نزد آنها درست است و نزد ما درست نيست و ما ميتوانيم آنها را بپايان يافتن حركات آينده ملزم سازيم . اگر گويند خورشيد يك حركت پيوسته دائم دارد كه آغاز و انجامى ندارد . به آنها گفته شود ما وادار نيستيم بپذيرش چيزى كه نتوان آن را فهميد و مدعى آن راهى براى اثبات آن ندارد و اين دعوى شما را برهانى نباشد و ما در اين باره با شما نزاعى نداريم بلكه از شما ميپرسيم شما معترف نيستيد كه خورشيد پيش از اين دوره حاضر دورههاى بىنهايت داشته و ناچارند بدان اعتراف كنند و به آنها گفته شود بىنهايت گذشته پايان يافته و چرا بىنهايت آينده بپايان نرسد چنانچه بىنهايت گذشته به اين دوره حاضر بپايان رسيده و اگر گويند اين در ماضى درست باشد و در مستقبل